حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

389

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

مهر كنم ، و بديوان رفع نمايم ، جنانج جملها اين دوازده ماه ، با بروات و كتاب روزنامج ، و تفصيل آن موافق بود بىزياده و نقصان ، و آنج ازين مال اشارت نمايند كه بخزينه و بيت المال نقل مىبايد كرد ، نقل كنم ، و وزن نمايم ، و اجرت نقّاد « 1 » و وزّان « 2 » و سآئر اخراجات آن ، از مال سلطان احتساب ننمايم ، و حساب نكنم ، و كرايه و اجرت چهارپايان كه بذيشان مال ببيت المال رود نقل رود . و همچنين بدرها « 3 » و اجرت رسول و نويسنده ، و جز آن از نفقات و اخراجات ، از مال سلطان نبود ، بل كه از آنج از ارباب خراج بعلّت اجرة جهبذ ، و حقّ وزّان و وزن ستده باشم ، در آن صرف نمايم ، چنانج بذان وفا كند و زياده آيد بر آن . و هر آنج از فضل و زيادتى صرف ، و اجرت سآئر مصلحتهآىء اموال خراج بقم ، در شهور خراج سنهء عشر و ثلثمائه « 4 » ، آخر آن انقضا و انتهآىء ماههآىء خراج اين سال ، بعد از هر نفقه و اخراجات و مؤنت كه بر من لازم و واجب بود ، چنانج در ديكر جهابذه لازم شده باشد ، اقتدا و تتبّع « 5 » كردن بذيشان در نقل كردن خراج به بيت المال به حضرت ، و همچنين آنچ فاضل آيد از اجرت كسى كه در تحصيل اين مال مدد و معاونت نموده باشد ، مثل نويسندهء كه حساب بدست او بود ، و رسولى كه مصاحب و همراه مال بود ؛ تا آنكاه كه به بيت المال فرود آورد ، و تصحيح نمايد . و آنج فاضل آيد از وجهى كه آن را در بهآىء كاغذ و كرباس هميانها و زنبيلها و توبرها ، و جز آن از نفقات - و آن هزار و سيصد دينارست - مجموع آنج ياد كرديم به بيت المال برسانم و

--> ( 1 ) . صيغه مبالغه « نقد » ، و « نقّاد » صراف را گويند . ( 2 ) . صيغه مبالغه « وزن » ، و وزّان كسى را گويند كه شغل او ترازودارى ، و كشيدن وزن كالا است . ( 3 ) . بدرهء : نام كيسه‌اى است كه اموال جمع‌آورىشده در آن قرار داده مىشده است ، و بر طبق اين قرارداد ، هزينه ساخت اين بدره‌ها نيز به عهده ماليات‌دهندگان بوده است . ( 4 ) . سال 310 هجرى . ( 5 ) . پيروى و دنباله‌روىكردن .